نویسنده : مجتبی ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٧ بهمن ،۱۳۸٤

 

اين وبلاگ به وبلاگ   www.razoniyaz.blogfa.com  انتقال يافت

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٢ بهمن ،۱۳۸٤

عاشقی یعنی همین

عاشقي يعني همين! ٭تو هم عاشق شده يي؟ خودكار ِقرمز!
اگه خاكستر نشيني، اگه اهل ِآسموني،
اگه جنس ِخود ِمايي، اگه از مابهتروني،
اگه شاعر، اگه سرباز، اگه قصاب، اگه سارق،
اگه ارباب، اگه زارع، اگه پاروزن ِقايق،
اگه آهنگر ُخرّات، اگه سرگرم ِتجارت،
يا اگه حتا وزيري، پُشت ِمسند ِصدارت،
يه نفر دلت ر ُمي دزده فقط با يه نگاه!عاشقي يعني همين، يعني گناه ِبي گناه!
بعد از اون روز ديگه از خودت رهايي مث ِمن!
خوش ترانه، خوش طنين ُخوش صدايي مث ِمن!
بعد از اون ديگه دلت ميشه چراغ ِراه ِتو!
غير از عشقت كسي ر ُنمي بينه نگاه ِ‌تو!
دنيا تو دست ِتوئه، با هيشكي كاري نداري!
همه ي زندگيت ُبه پاي عشقت مي ذاري!
عاشقي يعني همين، يعني گناه ِبي گناه!
يه نفر دلت ر ُمي دزده فقط با يه نگاه
یغما گلرویي   
نویسنده : مجتبی ; ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٤

 

شهادت امام جواد(ع) را به تمام مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم   
نویسنده : مجتبی ; ساعت ۸:٤٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۱ دی ،۱۳۸٤

 

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت حضرت امام رضا(ع) را به تمام مسلمین جهان تبریک عرض می نمایم

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ۸:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٢ آذر ،۱۳۸٤

شريعتی

نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟

خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان كرده اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه:
"مريم مادر عيسى است".

و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم:

خواستم بگويم:

فاطمه دختر خديجه بزرگ است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

فاطمه، فاطمه است.

 

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٦:٢٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤

 

شهادت امام جعفر صادق(ع) را به تمام مسلمين جهان تسليت عرض می نمايم

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٦:٥٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٧ آذر ،۱۳۸٤

ارزش انسان

 

دشتها آلوده ست
در لجنزار گل لاله نخواهد روييد
در هواي عفن آواز پرستو به چه كارت آيد ؟
فكر نان بايد كرد
و هوايي كه در آن
 نفسي تازه كنيم
گل گندم خوب است
گل خوبي زيباست
اي دريغا كه همه مزرعه دلها را
علف هرزه كين پوشانده ست
هيچكس فكر نكرد
كه در آبادي ويران شده ديگر نان نيست
و همه مردم شهر
 بانگ برداشته اند
كه چرا سيمان نيست
 و كسي فكر نكرد
كه چرا ايمان نيست
و زماني شده است
كه به غير از انسان
 هيچ چيز ارزان نيست

حميد مصدق

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٤

 

جا مانده است
 چيزي جايي
كه هيچ گاه ديگر
هيچ چيز
جايش را پر نخواهد كرد
نه موهاي سياه و
نه دندانهاي سفيد

                                               حسين پناهيی

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٩:٢٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٤

 

منتظر نباش كه شبي بشنوي،
از اين دلبستگي هاي ساده دل بديده ام!
كه روسري تو را،
در آن جامه دان ِ قديمي جا گذاشته ام!
يا در آسمان،
به ستاره ي ديگري سلام كرده ام!
توقعي از تو ندارم!
اگر دوست نداري،
در همان دامنه دور ِ دريا بمان!
هر جور تو راحتي! بي بي باران!
همين سوسوي تو
از آنسوي پرده دوري،
براي روشن كردن ِ اتاق تنهائيم كافي ست!
من كه اينجا كاري نمي كنم!
فقط, گهكاه
گمان آمدن ِ تو را در دفترم ثبت مي كنم!
همين!
اين كار هم كه نور نمي خواهد!
مي دانم كه مثل ِ هميشه،
به اين حرفهاي من مي خندي!
با چالهاي مهربان ِ گونه ات...
حالا، هنوز هم
وقتي به آن روزيهاي زلالمان نزديك مي شوم،
باران مي آيد!
صداي باران را مي شنوي؟?

                                                             يغما گلرويی

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٤

 

آتش فرداي ما از آب امروز است و بس
دل خوشي بر اين جهان چون باد نوروز است وبس
وعدهء ديدار جانان كي ميسّر مي شود ؟
در مسير زندگي اين وعده مرموز است و بس
اين جهان غير از بد آموزي ندارد مكتبي !
علم آن پروردهء چندين بد آموز است و بس
نوبت شاهي به ما بعد از گدايي مي رسد
اين گدايي حاصل آن عهد ديروز است و بس
چشم امّيدي مدار از مردم بي دين ما
دين اسير دست اين اهل زر اندوز است و بس
مستي ما خود نشان از حزن بي پايان ماست
شادي ما همچو آتش شعله افروز است و بس
گوشهء زندان نباشد جاي مهتاب منير
اين اسيري كار آن شمس سيه روز است وبس
منبر و محراب اگر بازيچهء بيگانه شد
صحبت دينداري ما حرف دلسوز است و بس
مهديا اين زندگي ارزش ندارد پيش ما
لذّت او همرديف قلب پر سوز است وبس

                                                            يغما گلرويی

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٩:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ آبان ،۱۳۸٤

 

گريه كن دلت سبك شه
اگه دل مونده تو سينه
 سرت رو بذار رو شونه م
تنها پيشكشم همينه
بذار اين شونه ي نمناك
 تكيه گاه گريه باشه
بذار اين خسته بيفته
تا شايد دوباره پاشه
گريه كن دلت سبك شه ‚ من فداي گريه هاتم
تو رو تنها نمي ذارم ‚‌ تا هميشه پا به پاتم
زير بارون نگاهت
غسل تعميد ترانه س
ميري اما بر مي گردي
اين سفر چه عاشقانه س
برو! من اينجا مي مونم
چش براهتم هميشه
 مي دونم كه بر مي گردي
قصه مون تموم نميشه
گريه كن دلت سبك شه ‚ من فداي گريه هاتم
تو رو تنها نمي ذارم ‚‌ تا هميشه پا به پاتم

                                          يغما گلرويی

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ،۱۳۸٤

کوچه

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم

شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید

باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید

یادم آمد:که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم

توهمه راز جهان ریخته در چشم سیاهت

من همه محو تماشای نگاهت

آسمان صاف و شب آرام، بخت خندان و زمان رام

خوشه ماه فروریخته در آب

شا خه ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آمد:تو به من گفتی از این عشق حذر کن

لحظه ای چند بر این آب نظر کن

آب آینه عشق گذران است

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است

باشد فردا که دلت با دگران است

تا فراموش کنی چندی از این شهر سفر کن

با تو گفتم :حذر از عشق ندانم

 سفر از پیش تو هرگز نتوانم نتوانم

روز اول که نگاهم به تمنای تو پر زد

چو کبوتر لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی من نرمیدم،نگسستم

 باز گفتم:

که تو صیادی و من آهوی دشتم

تا بدام تو درافتم،همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم

سفر از پیش تو هرکز نتوانم نتوانم

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب ناله تلخی زدو بگریخت

اشک در چشم تو لرزید

ماه بر عشق تو خندید

یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم نگسستم،نرمیدم

رفت در ظلمت غم آن شب و شبهای دگر هم

 نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم

نکنی دیگر از آن کوچه گذر هم

بی تو اما به چه حالی من از آن کوچه گذشتم

 

فريدون مشيری

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٤

عيدتون مبارک

 

عيد سعيد فطر رو به تموم مسلمين جهان تبريک عرض می نمايم

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ آبان ،۱۳۸٤

 

امام علی (ع) می فرمایند:

 دنیا دو روز است یک روز با تو و یک روز بر علیه تو آن روزی که با توست مغرور نشو و آن روز که علیه تو ست صبور باش

 

و همچنین می فرمایند: 

ریاست میدان آزمایش مردات است.

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٥:٥٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٤

یا علی

به نام او به یاد او وبه امید او...

 

به لیلایی رسیدم یا علی گفت            زمجنونی شنیدم یا علی گفت

مگر این وادی دارالجنون است              که هر دیوانه دیدم یا علی گفت

نسیمی غنچه ای را باز می کرد       به گوشه غنچه کم کم یا علی گفت

سرشت خاک آدم را سرشتند            چو بر می خاست آدم یا علی گفت

یقین پروردگار آفرینش                        به موجودات عالم یا علی گفت

مگر خیبر زجایش کنده می شد           یقین آنجا علی هم یا علی گفت

علی را ضربتی کاری نمی شد           گمانم ابن ملجم یا علی گفت

 

به پروردگار کعبه قسم که رستگار شدم

 

شهادت امام علی(ع)رو به تمام مسلمین جهان تسلیت عرض می نمایم

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٧:۱٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱ آبان ،۱۳۸٤

 

تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب
بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي كنم هر شب
تبي اين كاه را چون كوه سنگين مي كند آنگاه
چه آتشها كه در اين كوه برپا مي كنم هر شب
تماشاييست پيچ و تاب آتش آخ خوشا بر من
كه پيچ و تاب آتش را تماشا مي كنم هر شب
مرا يك شب تحمل كن كه تا باور كني جانا
چگونه با جنون خود مدارا مي كنم هر شب
تمام سايه ها را مي كشم در روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا مي كنم هر شب
دلم فرياد مي خواهد ولي در گوشه اي تنها
كه بي آزار با ديوار نجوا مي كنم هر شب
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي
كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب
تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب
بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي كنم هر شب
مرا يك شب تحمل كن كه تا باور كني جانا
چگونه با جنون خود مدارا مي كنم هر شب
تمام سايه ها را مي كشم در روزن مهتاب
حضورم را ز چشم شهر حاشا مي كنم هر شب
دلم فرياد مي خواهد ولي در گوشه اي تنها
كه بي آزار با ديوار نجوا مي كنم هر شب
كجا دنبال مفهومي براي عشق مي گردي
كه من اين واژه را تا صبح معنا مي كنم هر شب
تو را گم مي كنم هر روز و پيدا مي كنم هر شب
بدين سان خواب ها را با تو زيبا مي كنم هر شب

محمد علی بهمنی

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٦:۱٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤

 

ولادت با سعادت کریم اهل بیت امام حسن(ع)رو به تمام مسلمین جهان تبریک عرض می نمایم

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٦:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤

آنتی گناه

سلام

آيت الله دستغيب تو كتاب گناهان كبيره مي فرمايند بزرگترين گناه بعد از شرك به خداوند نا اميدي از بخشش اوست و امام علي(ع)به فرزند شون  مي فرمايند اگه با تمام گنا هان عالم پيش خداوند حاضر شدي اميد اينو داشته باش كه تو رو ببخشه پس چرا نا اميدين تضمين از تضمين خداوند بالا تر مي خوايد به خدا مي بخشه فقط كافي خودتون بخوايد امروز مي خوام يه آنتي گناه  خيلي قوي معرفي كنم كه به راحتي هر گناهي از بين مي بره فقط اينكه اين آنتي گناه مخصوص سه روز طراحي شده پس عجله كنيد( منم خيلي گناه كردم منو دعا كنيد كه سخت محتاجم.)

دعای مُجیر:دعایی است رفیع الشّان وکفعمی در بلدالامین ومصباح این دعا را ذکر کرده و در حاشیئه آن اشاره به فضیلت آن نموده از جمله فرموده هر که این دعا را در ایام البیض ماه رمضان

((۱۳و۱۴و۱۵)) ماه مبارک رمضان بخواند گناهانش آمرزیده شود اگرچه بعدد دانه های باران وبرگ در ختان و ریگ بیابان باشد برای شفای مریض و قضاء دین و غنا وتوانگری ورفع غم خواندن آن نافع است.

برای خوندن این دعا می توانید به مفاتیح الجنان مراجعه فرمایید

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٧:٤٩ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٤

 

وفات حضرت خديجه(ع)رو به تمام مسلمين جهان تسليت عرض می نمايم

  
نویسنده : مجتبی ; ساعت ٦:٥۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ مهر ،۱۳۸٤

← صفحه بعد